الشيخ المنتظري

513

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

عمل مىكند ; ولى اگر در اين جنگ و ستيز غرايز عقلانى پيروز شوند ، انسان هم مطابق با خواسته هاى عقلانى عمل مىكند . امّا خداوند اين چنين نيست ; اراده خداوند عين ذات اوست و خدا داراى غرايز متضاد نيست تا هنگام انجام كار به گونه اى كه انسان عمل مىكند عمل كند . از اين جهت هم حضرت فرموده است : « و لا قريحة غريزة اضمر عليها » خداوند اين طور نيست كه طبق غريزه درونى خود خلق كند و مثلاً بعد از مدّتى هم آن را خراب كند . « قريحة » را به اوّل برخورد شىء مىگويند ; انسان خوش قريحه به كسى گفته مىشود كه به مجرّد طرح مسأله ذهنش جَوَلان پيدا كند و موضوع را درك كند ، و « قريحة البئر » به آبِ اوّلى كه از چاه برداشته مىشود مىگويند ، اينها معناى « قريحة » بر حسب لغت است ; اوّلين فكرى هم كه به مغز شما برمى خورد « قريحة » نام دارد ; اين معنا نسبت به انسان صحيح است ، ولى نسبت به خداوند چنين نيست ; يعنى كار خداوند از روى يك قريحه و اوّلين فكرى كه از روى غريزه هاى مخفى در درون باشد نيست . « وَلاَ تَجْرِبَة اَفَادَهَا مِنْ حَوَادِثِ الدُّهُورِ » ( و بى آن كه از تجربه اى كه از پيشامدهاى روزگار باشد استفاده كند . ) اين كه بسيارى از كارهاى ما از روى تجربه و آزمايش است علامت جهل و نادانىِ ماست ، انسان بر اثر جهالتى كه دارد در اثر تجربه علم پيدا مىكند و در عين حال ممكن است كارى را انجام دهد و خراب از كار درآيد ; ولى خداوند به اين لحاظ كه علمش عين ذات اوست نيازى به تجربه و آزمايش ندارد ، از اين رو حضرت فرموده است : « و لا تجربة افادها من حوادث الدّهور » خداوند نيازى به اين كه از حوادث روزگار تجربه بياموزد ندارد ، و بدون تجربه آموزى ابداع و ايجاد مىكند . « وَلاَ شَرِيك اَعَانَهُ عَلَى ابْتِدَاعِ عَجَائِبِ الاُْمُورِ » ( و بدون شريكى كه او را در آفريدن مخلوقات شگفت آور كمك و همراهى كرده باشد . )